5 نمونه رأی در مورد فریب و تدلیس در ازدواج

دسته بندی : مقالات حقوقی
تاریخ انتشار : 1404-07-14
نمونه رأی فریب و تدلیس در ازدواج

رأی شماره 1 در مورد مصداق تدلیس در نکاح

جزئیات رأی:

شماره دادنامه قطعی: 

تاریخ صدور دادنامه: 1401/11/19

مرجع صادرکننده رأی: 

رأی دادگاه بدوی

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
۱. خانم م. ب. ن. فرزند ح. شاکی و متهم ، به نشانی *
۲. اقای ح. خ. ن. ج. فرزند خ. متهم ، به نشانی *
۳. خانم ا. ر. ج. فرزند ج. بخش متهم ، به نشانی *
۴. اقای ر. ا. فرزند ع. متهم ، به نشانی *
۵. اقای م. ح. فرزند ح. شاکی ، با وکالت اقای م. ش. فرزند ح. به نشانی *
اتهام ها:
۱. فریب در ازدواج
۲. اظهار خلاف واقع
۳. استفاده از اسناد / اوراق رسمی مجعول / مزور
۴. اتخاذ سمت یا عنوان مجعول
۵. جعل
۶. افتراء
۷. توهین به اشخاص عادی
۸. شهادت دروغ در دادگاه نزد مقامات رسمی
۹. نشر اکاذیب
باسمه تعالی
به تاریخ فوق دروقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضای کننده ذیل تشکیل و پرونده کلاسه پیوست تحت نظر است.دادسرا با ملاحظه اوراق و محتویات پرونده ختم وکفایت تحقیقات مقدماتی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به اتخاذ تصمیم می نماید.

درخصوص شکایت اقای م. ح. با وکالت اقای م. ش. علیه خانم م. ب. ن. فرزند ح. دائر بر مباشرت در تدلیس در عقد نکاح از طریق فریب دادن زوج ( عدم اعلام ازاله بکارت و ازدواج سابق ) با این توضیح که شاکی محترم مدعی است.در زمان خواستگاری با اصرار خانواده زوجه و با این بهانه که به دلیل فوت دایی زوجه قصد دارند موضوع ازدواج ایشان را اشنایان مطلع نشوند از انجام تحقیقات مفصل قبل از ازدواج امتناع نموده و در سال ۱۳۹۹ اقدام به انعقاد عقد نکاح با زوجه حسب سند ازدواج صفحه۳۲ پرونده نموده است.و همچنین در زمان عقد شناسنامه سفید به من نشان دادند اما در خصوص ازدواج سابق و فقدان باکرگی ، خانواده زوجه و شخص ایشان اطلاعی به من ندادند. تا اینکه پس از وقوع اختلاف؛ همسر سابق زوجه اقای ر. ا. به اینجانب موضوع ازدواج سابق و … را اطلاع دادند و و در همین خصوص پرونده ای با خواسته اعلام فسخ نکاح در دادگاه عمومی حقوقی شعبه *مطرح که در مرحله بدوی ضمن پذیرش خواسته بنده حکم بر فسخ نکاح صادر گردید.و این پرونده در مرحله تجدید نظر خواهی و دادگاه تجدید نظر استان *در حال رسیدگی می باشد. متشاکی عنه در مقام دفاع اظهار داشته رای دادگاه خانواده شهرستان *صرفا بر اساس اظهارات همسر سابق بنده اقای ر. ا. صادر گردیده است.که ایشان به دلیل اختلاف خانوادگی سابق با من قصد تلافی دارد. و در سند طلاق به غیر مدخوله بودن بنده اشاره نموده است. ( بند ۴ طلاق نامه صفحه ۱۵۳ ) و مهمتر از همه بنده در تاریخ بیست و ششم مهرماه سال ۱۴۰۰ به سازمان *مراجعه که حسب گواهی صفحه ۵۹ درست در زمانی که در زوجیت اقای م. ح. بوده ام معاینه که باکره و غیر مدخوله اعلام شده است.با عنایت به محتویات پرونده و شواهد و قرائن موجود از جمله شکایت مقرون به واقع شاکی محترم و دادنامه صادره از دادگاه خانواده شعبه *صفحه ۲۱ پرونده مبنی بر صدور حکم به اعلام فسخ نکاح هر چند قطعیت نیافته است. اظهارات اقای ر. ا. همسر سابق متشاکی عنه در صفحات ۱۹ و ۱۵۱ و۹۰ پرونده که بیان داشته حدود ۴ سال عقد بودیم رابطه جنسی کامل است.از … با او داشته ام و الان هم تهدید می کند که مهریه اش را اگر شهادت بدهم از من می گیرد … در زمان طلاق هم رفت نامه سلامت اورد و دادگاه نیز چون توافقی بود گیر نداد من هم میخواستم سریع تمام شود. و دنبال دردسر نبودم و گفتم باکره است.… متن پیام های رد و بدل شده بین مادر متشاکی عنه خانم ا. ن. و اقای ر. ا. در صفحات ۷۲ الی ۷۵ پرونده و اظهارات متناقض متشاکی عنه به نحوی که ایشان در جلسه مواجهه حضوری صفحات ۷۶ الی ۷۹ بیان داشته در حال حاضر باکره هستم در حالیکه سابقا در دادگاه تجدید نظر و جلسات اتی بازپرسی اظهار داشته ( صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱ ) در ابان ماه سال ۱۴۰۰ توسط شاکی پرونده مورد ازاله بکارت قرار گرفته است.و نامبرده حتی حاضر به معرفی به سازمان *جهت معاینه مجدد نیز نگردیده است.و علت ان را خدشه دار شدن حیثیت خود اعلام نموده است. ( صفحه ۱۶۲ ) استعلام از شعبه *در خصوص اصالت گواهی سازمان *ارائه شده مربوط به تاریخ بیست و ششم مهرماه سال ۱۴۰۰ که در ان به غیر مدخوله بودن متشاکی اشاره داشته است.که حکایت از عدم صدور چنین دستوری از سوی دادستان محترم راجع به چنین معاینه ای دارد. ( صفحه ۱۲۹ ) و اظهارات سرپرست سازمان *و پزشک متخصص معتمد زنان و زایمان در صفحات ۱۹۸ و ۱۹۹ پرونده همگی موجب تردید شدید در صحت واقعیت مندرجات چنین گواهی دارد. متن پیام های رد و بدل شده بین شاکی و متهم در مرحله اشنایی قبل از ازدواج در صفحات ۱۱۷ و ۱۱۶ پرونده که متهم علیرغم صحبت راجع به خواستگاران متعدد در خصوص ازدواج سابق خود صحبتی به میان نیاورده است. رد اظهارات شهود ارائه شده از سوی متشاکی در صفحات ۸۵ الی ۸۷ پرونده به نحوی که دو تن از شهود از بستگان سببی و نسبی متشاکی می باشند و اقای م. م. دیگر شاهد متشاکی سابقا در شعبه اول بازپرسی در پرونده شماره بایگانی*اقدام به ادای شهادت به نفع دایی متشاکی اقای س. ن. پ. نموده که خلاف واقعیت بودن اظهارات این شاهد در ان پرونده برای مقام قضایی احراز گردید. ( صفحات ۱۲۴ و ۱۲۵ پرونده ) و اوراق ارائه شده در صفحه ۲۱۸ پرونده که حکایت از اختلاف زوجین در ابان ماه سال ۱۴۰۰ دارد. و بعید به نظر می رسد که طرفین علیرغم وجود اختلافات و تنش های روانی امکان وقوع نزدیکی در این ماه داشته باشند ( صفحه ۲۱۸ ) و به نظر متشاکی برای اینکه بتواند گواهی سازمان *مهرماه سال ۱۴۰۰ را توجیه کند بهترین زمان برای اعلام از بین رفتن بکارت را ابان ماه سال ۱۴۰۰ اعلام کرده است. علی ایحال با التفات به ان که عقد نکاح متباینا بر فرض دوشیزگی زوجه واقع می شود. ولو در زمان عقد در ان تصریح نشده باشد. فلذا بزهکاری متهم محرز و مسلم تشخیص داده و مستند به ماده ۶۴۷ از قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵ و ماده ۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲ قرار جلب به دادرسی صادر و اعلام میگردد. قرار صادره قطعی است. در خصوص شکایت خانم م. به نام ن. فرزند ح. علیه اقای ر. ا. فرزند ع. دائر بر افترا و نشر اکاذیب و شهادت کذب نزد مقامات قضایی و همچنین شکایت اقای م. ح. علیه خانم م. ب. ن. فرزند ح. دائر بر افترا و توهین و همچنین شکایت اقای م. ح. فرزند ح. علیه اقای ح. خ. ن. ( سرپرست پزشکی *) و خانم ا. ر. فرزند ج. ( پزشک معتمد رشته تخصصی زنا و زایمان ) و م. ب. ن. همگی دائر بر مشارکت در جعل مادی و جعل عنوان و استفاده از سند مجعول و اظهار خلاف واقع با این توضیح که شاکی خانم ب. ن. مدعی است.علیرغم باکره بودن در زمان طلاق با اقای ا. ایشان به دروغ در دادگاه خانواده *حاضر شده و شهادت بر ازاله بکارت داده است.و همچنین اقای م. ح. مدعی است.خانم ب. ن. سابقا به مادر و خواهر ایشان اتهام رابطه نامشروع با غیر را داده است.و در ادامه نیز شکایتی از سوی اقای م. ح. مطرح که مدعی است.گواهی سازمان *( صفحه ۱۸۴ ) مورخه ۱۴۰۰/۰۷/۲۶ مجعول است.و محتویات ان راجع به غیر مدخوله بودن زوجه جعل شده است.که پس از بررسی این ادعا مشخص گردید.متهم بدوا از سوی جانشین محترم دادستان *طی دستور مورخه ۱۴۰/۰۶/۰۷ ( صفحه ۱۷۸ ) جهت بررسی ضرب و جرح به سازمان *معرفی می گردد. و سپس سازمان *نیز در تاریخ ۱۴۰۰/۰۶/۱۷ ( صفحه ۱۸۱ ) گواهی صادر نموده است.که در این گواهی صرفا را جع به ضرب و جرح عمدی اظهارنظر شده است.اما زوجه در یک اقدام غیر قابل توجیه مجددا در تاریخ ۱۴۰۰/۰۷/۲۰ ( صفحه ۱۸۲ ) از دادستان محترم نیز دستوری مبنی بر معاینه در خصوص ضرب و جرح عمدی اخذ اما سازمان *در پاسخ گواهی مورخه ۱۴۰۰/۰۷/۲۶ ( صفحه ۱۸۴ ) را صادر نموده است.و خارج از محدوده ی دستور مقام محترم قضایی خانم ب. ن. را جهت معاینه راجع به بکارت نیز به پزشک معتمد معرفی نموده است. ( صفحه۱۸۶ ) قابل ذکر است.که در هر دو گواهی دقیقا صدمات و جراحات یکسان می باشد. و تنها تفاوت گواهی ها اظهار نظر راجع به بکارت است.و خانم ب. ن. بیان داشته با اجبار سازمان *به معاینه نزد پزشک زنان رفته است.در حالی که حسب اظهارات پزشک قانونی و پزشک متخصص در صفحه ۱۹۸ و ۱۹۹ پرونده که بیان شده با توجه به اینکه خانم ب. ن. کم سن و سال است.در زمان معاینه از شلوغی اداره سازمان *سو استفاده نموده و بنده به محتوای دستور مقام قضایی توجهی نکردم و ایشان به صورت شفاهی ادعای تجاوز به عنف مطرح نموده اند که همگی حکایت از عدم احراز سونیت پزشکان مربوطه در اظهار نظر دارد. وانچه محرز است.جعل واقع نگردیده است.صرفا به لحاظ بی دقتی پزشک قانونی و به کار بردن حیله توسط خانم ب. ن. ایشان بدون دستور قضایی مورد معاینه قرار گرفته است.که برای صحت و سقم محتوای گواهی مبنی بر باکره بودن نامبرده حاضر به معاینه مجدد نگردیه است.توجها به توضیحات بیان شده در صدر قرار نهایی با عنایت به محتویات پرونده و عدم ارائه دلیل کافی از سوی مستند به ماده ۲۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب صادر و اعلام می گردد. قرار صادره ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ قابل اعتراض از سوی شاکی محترم در دادگاه کیفری دو *می باشد.

منبع: سامانه ملی آرای قضایی


 رأی شماره 2 در مورد شرط تحقق فریب در ازدواج

جزئیات رأی:

شماره دادنامه قطعی:

تاریخ صدور دادنامه: 1401/11/16

مرجع صادرکننده رأی: 

رأی دادگاه بدوی

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
شاکی: اقای س. خ. فرزند س. با وکالت اقای م. ش. س. فرزند ح. به نشانی *کد پستی*و اقای ک. ن. فرزند م. به نشانی *
متهم: خانم ن. م. ز. فرزند م. با وکالت اقای ه. خ. فرزند ع. به نشانی *
اتهام: فریب در ازدواج
به نام خدا
دادگاه با عنایت به اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر شرف و وجدان قضایی به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه

در مورد اتهام ن. م. ز. فرزند م. باب وکالت ه. خ. دایر بر فریب در ازدواج موضوع شکایت س. ا. خ. فرزند س. ا. با وکالت ا. ک. و م. س. و ا. ک. ان با این توضیح که وکیل شاکی در شکواییه تقدیمی اظهار داشته موکل در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۲ با متهم که خود را در چیزی معرفی نموده با مهریه معین ازدواج نموده لکن کاشف به عمل امده که متهم باکره نبوده و با ترمیم بکارت ، خود را دوشیزه معرفی نموده و با تدلیس ، موکل را ترغیب به ازدواج با مهریه سنگین و اکنون مهریه خود را مطالبه نموده است.با عنایت به اینکه بر اساس صراحت ماده ۶۴۷ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ وقوع بزه فریب در ازدواج در مانحن فیه منوط به تحقق چهار رکن شامل ۱-باکره نبودن زوج۲-عدم اطلاع زوج از باکره نبودن زوجه۳- توسل زوج به طرق یا وسایلی که موجب فریب زوج و متعاقد شدن به باکره بودن زوج گردد. ۴-باکره بودن زوج مبنایی برای ازدواج باشد. و درمانحن فیه اگرچه براساس گواهی صادره از پزشک قانونی پرده بکارت متهم ترمیم شده که این موضوع مبین عدم باکره بودن متهم درحین ازدواج می نماید. و متهم نیز به صورت ضمنی این امر را پذیرفته و ایراد و خدشه نسبت به ان نیز وارد نکرده لکن با در نظر گرفتن روابط و اشنایی انان قبل از انعقاد عقد نکاح که به موجب فیلم و عکس های ابرازی متهم محرز می باشد. و از جلسه فیلمی که توسط شاکی از متهم و در منزل ایشان و در *گرفته شده طرفین به تنهایی در منزل شاکی و ساعت یک و نیم شب حضور داشته اند و توسط متهم ارائه و زمان و مکان فیلم نیز به تایید شاکی نیز رسیده طرفین قبل از انعقاد عقد نکاح با هم روابط نزدیک و در یک مکان خصوصی داشته اند و لذا احتمال برقراری ارتباط جنسی بین انان واطلاع شاکی ازعدم باکره بودن متهم وجود داشته است.و مورد رکن فریب ، نظر به اینکه فریب با فعل صورت می گیرد و باراثبات ان برای شاکی می باشد. و شاکی دلیلی مبنی بر اینکه اقدامی از ناحیه متهم که باعث فریب وی شده انجام داده ارائه ننموده است.و رکن چهارم عبارت از اینکه زوج بر این مبنا و شرط اساسی تصمیم به ازدواج با زوجه گرفته که وی را باکره می دانستند و مبنا بودن این شرط نیز بر مبنای توافق طرفین و یا براساس عرف و شرع حاصل می گردد. و لکن شاکی در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ در پاسخ سوال دادگاه مبنی بر این که ایا شما قبل از انعقاد عقد نکاح با متهم در مورد باکره بودن ایشان صحبت کرده و یا در مورد ارائه گواهی سلامت و مراجعه به پزشک صحبت کردید؟ اظهار داشته: “من یکبار به همسرم گفتم ، شاید مادرم گواهی بکارت ازش می خواهد … ” در این زمینه هیچ گونه توافق سریع و یا شرط لازم از ناحیه شاکی مبنی برباکره بودن زوجه ارائه نشده و از سویی با توجه به روابط نزدیک طرفین قبل از وقوع عقد و یا وجود رابطه محرمیت بین انان واز جمله اقامت متهم در منزل شاکی در *به شرحی که یاد شده مبین موضوع اماره ای برعدم پایبندی شاکی به عرف و یا سنت مبنی برعدم برقراری ارتباط قبل از موجود ، رابطه محرمیت نبوده و لذا عرف و سنت نیز در این زمینه نمی تواند موجب اثبات شرط باکره بودن زوجه در ازدواج باشد. لذا بنا به مراتب یاد شده ، دادگاه در مجموع بزه انتسابی را محقق ندانسته و مستند به ماده ۴ از انان ان در کیفری رای بر برائت متهم صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر *باشد.

منبع: سامانه ملی آرای قضایی

نمونه رأی فریب و تدلیس در ازدواج


رأی شماره 3 در مورد شرط تحقق فریب در ازدواج

جزئیات رأی:

شماره دادنامه قطعی: 

تاریخ صدور دادنامه: 1401/10/07

مرجع صادرکننده رأی: شعبه 2 تجدیدنظر استان هرمزگان

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدید نظر خواهی اقای م. ج. ن. به وکالت از خانم ه. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۱/۰۶/۲۳ مبنی بر قرار منع تعقیب صادره از شعبه *( ۱۰۱ کیفری دو سابق ) که بدین شرح ذیل صادر گردیده در خصوص اتهام اقای م. ی. ز. به شماره ملی*متولد ۱۳۷۴ فاقد سابقه کیفری ، با قرار التزام به حضور با تعیین وجه التزام ، به ادرس *دائربر فریب در ازدواج موضوع شکایت خانم ه. ر. به ادرس *با وکالت اقای م. ج. ن. به ادرس *بدین توضیح که اظهار داشتند: موکل به موجب تصویر رونوشت عقدنامه شماره … در تاریخ ۱۴۰۱/۰۴/۲۶ دفترخانه شماره … با خوانده عقد ازدواج دایم منعقد نموده اند. موکل ۷ روز پس از انعقاد عقد متوجه میشوند که بر روی سینه مشتکی عنه از هر دو ناحیه اثار عمل جراحی وجود دارد. که پاسخ مشتکی این بوده که جراحی جهت بیرون اوردن غده بوده است.و در همان روز موکل در اتاق مشتکی عنه مشغول تمیز کردن اتاق ایشان بوده اند که مشتکی عنه از بازکردن درب کمد موجود در اتاق توسط موکل ممانعت به عمل می اورند که با اصرار موکل نهایتا کاشف به عمل می اید که مدارک سوابق بیماری مشتکی عنه در ان وجود دارد. مشتکی عنه به موکل می گویند که بیماری کلان فیلتر دارند و در واقع عقیم هستند و امکان فرزند اوری ندارند ولی این موضوع را زمان ازدواج بیان ننموده اند و مشتکی عنه اظهار می دارند که حدود ۱۰ سال است.که متوجه بیماری شده اند مستمرا تحت نظر دکتر هستند و جهت رشد ریش ها ، حفظ ظاهر مردانه و جلوگیری از بزرگ شدن سینه ها امپول استروژن تزریق می کنند و حتی سینه هایش را به دلیل بزرگ شدن ، عمل نموده و برداشته اند تا به حالت طبیعی بازگردد. ( حسب اطلاعات موجود ، برخی اثار این بیماری عبارتند از؛ صفات ثانویه جنسی زنانه مانند رشد سینه ها و عدم یا کمبود رویش مو در صورت ، اختلال دربیضه ها که در نتیجه ان اسپرم سازی دچار اشکال می شود. و مبتلایان به این بیماری اکثرا عقیم می باشند ، ۲۵٪ افراد مبتلا به ک. فلتر دچار عقب ماندگی ذهنی هستند و غیره ) لذا موکل هم اکنون بعد از عقد متوجه شداند که م. عنه ایشان را فریب داده اند و نه تنها شخصی سالم به لحاظ جسمی و جنسی نیستند بلکه عقیم بوده و با وجود علم در این خصوص ، عالما عامدا بیماری را پنهان نموده اند و موکل را با یک بحران روبرو نموده اند به ویژه اینکه در همین مدت کوتاه رابطه زناشویی کامل نیز بین طرفین حادث شده است. لازم به ذکر است.که پس اتفاق فوق و اگاه شدن موکل ، به پزشک معالج مشتکی عنه مراجعه نموده اند و پزشک مراتب فوق را تایید نموده اند و هم اکنون طبق بررسی های بعدی مشخص گردیده که معافیت سربازی مشتکی عنه نیز به همین دلیل بوده است. دادگاه با عنایت به شرح شکواییه تقدیمی و اظهارات شاکی به شرح صفحات۴۰و۴۱و۴۲پرونده و انکار شدید مشتکی عنه به اطلاع از موضوع عدم توانایی باروری ( قبل از ازدواج ) به شرح مندرج در صفحه ۴۷ پرونده و باتوجه به اینکه فریب در ازدواج در قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات این گونه بیان شده که هریک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی ، تمکن مالی ، موقعیت اجتماعی شغل و سمت خاص و تجرد و امثال ان فریب دهد و عقد بر مبنای هریک از ان ها واقع شود. باتوجه به مصادیق مندرج در ماده ذکر شده و ضرورت تفسیر مضیق قوانین جزایی به نظر می رسد جرم مورد بحث تنها از طریق رفتار مثبت یا فعل قابل تحقق باشد. و از طریق رفتار ترک فعل و سکوت محقق نمی شود. و عبارت ( فریب دهید ) درماده ذکر شده نیز مبین همین مطلب است.چرا که فریب دادن مستلزم انجام رفتار فریبنده است.و صرف سکوت و پنهان کردن را نمیتوان به منزله فریب دادن دیگری قلمداد کرد و همچنین با توجه به عدم احراز سو نیت از سوی مشتکی عنه و لزوم اثبات جرم بوسیله دلایل قانونی و شرعی مستندا به مواد۴و۲۶۵قانون ایین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲با الحاقات واصلاحات بعدی۱۳۹۴قرارمنع تعقیب نامبرده را صادر می نماید. رای صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدید نظر *می باشد. دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و جری تشریفات قانونی و تعیین وقت رسیدگی و استماع اظهارات و مدافعات شاکی و مشتکی عنه در جلسه رسیدگی در دادگاه بدوی و ملاحظه لوایح تقدیمی با عنایت به انکار مشتکی عنه و اینکه منظور از فریب در قانون مجازات اسلامی انجام رفتار فریبنده است.و به صرف سکوت و پنهان کردن موضوع نمی تواند از مصادیق فریب در ازدواج باشد. بنابراین و شرح موضوع در صادره و کیفیت استدلال مشروح و مستدل دادگاه بدوی و عاذی بودن دادنامه از نقص موثر اعتراض را با این توصیف وارد و موجه نمی داند و دادگاه مستندا” به بند الف ماده ۴۵۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه را تایید می نماید. رای صادره قطعی الصدور است.

منبع: سامانه ملی آرای قضایی


رأی شماره 4 در مورد درج شغل دروغین در عقدنامه

جزئیات رأی:

شماره دادنامه قطعی: 9209970220500223

تاریخ صدور دادنامه: 1392/02/22

مرجع صادرکننده رأی: شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان تهران

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ک. نسبت به دادنامه شماره 1222 مورخ 5/12/91 اصداری از شعبه 1032 دادگاه عمومی [جزایی] تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام فریب در ازدواج به تحمل 18 ماه حبس محکوم شده است، دادگاه با توجه به محتویات پرونده و مطالب ارائه شده از سوی تجدیدنظرخواه در لایحه اعتراضیه و ملاحظه مدارک استنادی و اظهارات تجدیدنظرخوانده و وکیلش در طی مراحل دادرسی و انکار تجدیدنظرخواه نسبت به ارتکاب وقوع بزه در طول دادرسی، به نظر اعتراض وی وارد می باشد؛ زیرا صرف درج شغلی خاص در عقدنامه ولو به دروغ، مثبت جرم فریب در ازدواج نمی باشد بلکه باید ثابت شود حسب مفاد ماده 647 قانون مجازات اسلامی عقد بر مبنای همین شغل خاص واقع شده است که در مانحن فیه دلیلی بر اثبات آن وجود ندارد. از طرفی شغل دکتر داروساز از مواردی است که با اندک تحقیق، صحت و سقم آن قابل احراز است لهذا ضمن وارد دانستن اعتراض تجدیدنظرخواه و نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته مستنداً به اصل 37 قانون اساسی و بند 1 شق ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم به برائت آقای ع.ک. از بزه انتسابی فریب در ازدواج صادر می گردد. رأی صادره قطعی است.

منبع: سامانه ملی آرای قضایی


رأی شماره 5 درباره تأثیر پنهان کردن سابقه ازدواج قبلی در تحقق فریب در ازدواج

جزئیات رأی

شماره دادنامه قطعی: –

تاریخ صدور دادنامه: 1403/10/04

مرجع صادرکننده رأی: –

گردش کار

به تاریخ یوم جاری در وقت فوق‌العاده شعبه …….. دادگاه کیفری دو ……. به تصدی امضاءکننده ذیل تشکیل و پرونده کلاسه ……….. در راستای رسیدگی به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ……… علیه خانم …………….. دایر بر فریب در ازدواج تحت نظر است و با مداقه در جمیع اوراق و محتویات و تحقیقات انجام شده در پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح آتی مبادرت به صدور قرار می‌نماید.

رأی دادگاه

در خصوص کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ………. علیه خانم ……………… فرزند ………. دایر بر فریب در ازدواج موضوع شکایت آقای …………… فرزند ………. با وکالت خانم ……………… بدین توضیح که بدوا شاکی چنین اعلام نموده است “… احتراما اینجانب …………. شاکی پرونده حاضر بدین وسیله عرایض ذیل را به استحضار می‌رساند: 1 . به موجب سند نکاحیه رسمی شماره ………… مورخ ……… مشتکی‌عنها به عقد زوجیت دائم اینجانب درآمده است. 2 . مشارالیها پیش از عقد به کرات اعلام نموده است که هیچ گونه سابقه ازدواجی نداشته و تحصیلات وی کارشناسی حسابداری می‌باشد، همچنین نامبرده بیان داشته است که دارای هیچ گونه بیماری خاص نمی‌باشد و عقد نکاح بر پایه تجرد زوجه، داشتن مدرک کارشناسی و سالم بودن قوای جنسی ایشان منعقد شده است که این موضوع با اظهارات شهود تعرفه شده و محتویات سند ازدواج به روشنی قابل احراز می‌باشد. 3 . اینجانب هنگامی که برای اخذ تسهیلات ازدواج به کافی نت مراجعه نموده‌ام در کمال حیرت و شگفتی متوجه شدم متاسفانه همسرم سابقه ازدواج داشته و تسهیلات مذکور را نیز دریافت داشته است؛ با پیگیری این موضوع متوجه شدم مشتکی‌عنها به مدت …. سال در علقه زوجیت دائم فرد دیگری بوده و ایشان در کمال بی‌انصافی خود را مجرد معرفی داشته است. 4 . مطابق سند نکاحیه موصوف مشارالیها دوشیزه بوده و تعداد دفعات ازدواج وی صفر تعیین شده است. 5 . متاسفانه نامبرده علاوه بر فریب اینجانب بر تجرد و داشتن تحصییلات کارشناسی، دارای بیماری جنسی شدیدی می‌باشد به طوری که بعد از گذشت بیش از یک سال از زندگی مشترک و علیرغم مراجعه به مشاور و پزشک که آن هم با اصرار بنده بوده توفیری نداشته همچنان باکره می‌باشد که برای اثبات صحت اظهاراتم تقاضای معرفی مشتکی‌عنها به پزشکی قانونی را دارم. بنابراین با عنایت به جمیع معروضات پیش گفته تقاضای تعقیب و اجرای مجازات وفق مقررات قانون مجازات اسلامی مورد استدعاست …” حال با عنایت به مداقه در جمیع اوراق و محتویات انجام شده در پرونده و ملاحظات شکایت و اظهارات شاکی و وکیل ایشان در مراحل تحقیق و رسیدگی و ملاحظات اظهارات شهود و مطلعین و توجها به سند ازدواج فی‌مابین طرفین که در صفحه …. پرونده به صراحت به دوشیزه بودن متهمه و البته مدرک تحصیلی لیسانس وی اشاره شده است و در عین حال هیچ گونه اشاره‌ای به سابقه ازدواج قبلی متهمه نشده و در شناسنامه وی نیز چنین موضوعی منعکس نگردیده و البته این در حالی است که حسب اسعلام ثبت احوال نامبرده دارای سابقه ازدواج رسمی در گذشته بوده و همسر سابق وی فوت نموده است و توجها به عدم حضور متهمه در جلسه دادرسی دادگاه علیرغم ابلاغ واقعی وقت و کیفرخواست به وی و با توجه به مدافعات کاملا بلاوجه نامبرده در مراحل تحقیق دادسرا که به ازدواج سابق خود اذعان داشته لیکن مدعی اطلاع شاکی از آن بوده در حالی که علی فرض اطلاع با توجه به سفید بودن شناسنامه متهمه لازم بوده در سند نکاحیه این مهم قید گردد و از طرفی همچنان اذعان به باکره بودن خود در دادسرا علیرغم گذشت بیش از یک سال از ازدواج خود با شاکی داشته و همچنین به موضوع نداشتن مدرک تحصیلی کارشناسی علیرغم ذکر ان در عقدنامه در دادسرا اقرار نموده‌اند که النهایه با توجه به سایر قرائن و امارات موجود در پرونده دادگاه توجه اتهام انتسابی به متهمه را محرز و متوجه دانسته و به استناد ماده 647 از قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده مصوب 75 و توجها به مواد 6 و 11 از قانون کاهش مجازات حبس تعزیری؛ حکم به محکومیت نامبرده به تحمل سه ماه حبس تعزیری صادر و در ادامه با توجه به میزان مجازات قانونی و در راستای اعمال بند پ از ماده 86 ناظر بر بند پ از ماده 83 و ماده 81 جملگی از قانون مجازات اسلامی 92 و لحاظ مصوبه 1403 تعدیل جزای نقدی هیأت محترم وزیران، مجازات حبس نامبرده را به پرداخت ……. ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت جایگزین و اعلام می‌دارد. در صورت عدم پرداخت جزای نقدی مجازات حبس اعمال می‌گردد و رأی صادره غیابی و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی قابل واخواهی در این دادگاه و متعاقبا ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

برای آشنایی با تدلیس در نکاح و نمونه شکایت و نمونه دادخواست به مقاله«فریب و تدلیس در ازدواج: نمونه شکایت و دادخواست» در همین سایت، مراجعه بفرمایید.

 


وکیل سوال  مرجع تخصصی مشاوره و خدمات حقوقی

در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل ام‌البنین تنکابنی رضایی و بهره‌مندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاوره‌های دقیق، تحلیل‌های تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما می‌باشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همه‌جانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» می‌توانید اطمینان داشته باشید که پرونده‌تان با تعهد، دانش به‌روز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.

5/5 - (1 امتیاز)

نظرات کاربران

نام و نام خانوداگی
متن پیام

در حال بارگیری کپچا ...

رزرو مشاوره