شاید برای شما پیش آمده باشد که از کسی طلبی داشتهاید اما پیش از وصول طلب شخص طلبکار فوت نماید؛ یا اینکه شخصی به شما خسارت وارد نموده و پیش از جبران آن فوت نماید. در این شرایط ممکن است تصور کنید که با فوت این شخص دیگر امکان وصول طلب یا جبران خسارت برای شما وجود ندارد. این در حالی است که قانونگذار تحت شرایط خاصی ورثه متوفی را به عنوان قائم مقام آنها مسئول پرداخت دین یا جبران خسارت شناخته است. در همین راستا، این امکان برای شخص طلبکار وجود دارد تا برای مطالبه طلب خود بتواند اقدام به طرح شکایت از وراث متوفی نماید.. از این رو، در این مقاله به بررسی این موضوع و شرایط، مراحل و چگونگی آن پرداختهایم.
برای بررسی و فهم هرچه بیشتر موضوع چگونگی شکایت از وراث متوفی برای مطالبه طلب ضروری است تا با تعریف برخی مفاهیم مرتبط با این موضوع آشنا شویم. این مفاهیم و تعریف هر یک عبارت است از:
فوت هر شخص حقیقی آثار حقوقی گوناگونی را به دنبال دارد. از جمله اینکه ورثه سهمالارث خود را از ترکه متوفی دریافت مینمایند، رابطه زوجیت متوفی با همسرش منحل میشود، اجرای مجازات کیفری متوفی متوقف میشود و غیره. یکی از مهمترین پرسشهایی که پس از فوت هر شخص مطرح میشود این است که تکلیف دیون و مطالبات شخص پس از فوت وی چه خواهد شد؟
بسیاری از افراد تصور میکنند که اگر شخصی دین یا طلبی بر ذمه دیگری داشته باشد، با فوت وی دین یا طلب مذکور نیز از بین خواهد رفت. این در حالی است که وراث شخص متوفی قائم مقام وی به شمار رفته و تحت شرایط خاصی موظف به پرداخت دیون متوفی از محل ترکه بوده و میتوانند مطالبات متوفی از سایرین را نیز دریافت کرده و به محل ترکه اضافه نمایند.
برای مثال، فرض کنید که شخصی یک واحد آپارتمان متعلق به خود را فروخته و مبلغ آن را دریافت نموده، اما پیش از انتقال سند مالکیت فوت نماید. در این شرایط، انتقال سند رسمی مالکیت آپارتمان به نام خریدار از جمله دیون متوفی به شمار میآید و وراث نمیتوانند آپارتمان مذکور را به عنوان سهمالارث خود تملیک نمایند. خریدار آپارتمان میتواند با تقدیم دادخواست الزام به انتقال سند رسمی به طرفیت وراث خواستار انتقال سند رسمی از آنها شود.

از منظر اخلاقی و شرعی بسیاری از افراد تصور میکنند که وراث مسئول پرداخت تمام دیون مورث متوفی خود هستند. برای مثال، اگر پدری فوت کرده و هیچ ترکهای از خود باقی نگذاشته باشد اما به مبلغ 500 میلیون تومان بدهکار باشد، فرزندان وی موظف هستند که این مبلغ را به طلبکاران بپردازند. این در حالی است که در قوانین و مقررات کشور ما حدود مسئولیت وراث نسبت به برخی بدهیهای متوفی محدود به میزان ترکه بجای مانده از متوفی شده است.
به موجب مواد 225 و 226 قانون امور حسبی دیون متوفی پس از کسر هزینههای کفن و دفن و سایر هزینههای لازم چون هزینه حفظ و اداره ترکه بایستی از محل ترکه پرداخت شود. وراث ملزم نیستند تا چیزی بیش از ترکه به طلبکاران پرداخت نمایند. چنانچه ترکه کفاف پرداخت تمام بدهیهای متوفی را ندهد، ترکه بین طلبکاران به نسبت طلب آنها تقسیم میشود. در صورت قبول و دریافت سهمالارث نیز هر یک از وراث تنها نسبت به میزان سهمالارث خود مسئول پرداخت بدهی است؛ یعنی مسئولیت وارث پسر دو برابر مسئولیت وارث دختر میباشد.
البته ماده 228 قانون امور حسبی به وراث اجازه داده است تا دیون متوفی را از محل اموال خود بپردازند. اما این موضوع یک الزام قانونی نیست و صرفاً اختیاری است که قانونگذار به وراث داده است. حتی بستانکاران نیز نمیتوانند خواستار پرداخت دیون متوفی از محل اموال شخصی وراث شوند.
بستانکاران متوفی زمانی میتوانند برای مطالبه طلب خود اقدام به شکایت از وراث متوفی نمایند که شرایط زیر وجود داشته باشد. این شرایط عبارتند از:
1 . شخص مدیون (بدهکار) فوت نموده باشد.
2 . رابطه وراثت بین مدیون و خواندگان دعوا وجود داشته و محرز شده باشد (به موجب گواهی انحصار وراثت تعداد و اسامی ورثه هر متوفی مشخص و محرز میگردد).
3 . خواهان دلایل و مدارک لازم برای اثبات مدیونیت متوفی داشته و به دادگاه تقدیم نماید.
4 . دین موضوع دعوا نبایستی از جمله دیون قائم به شخص باشد؛ زیرا دیون قائم به شخص مانند الزام زوجه به تمکین با فوت متوفی از بین رفته و قابل مطالبه از ورثه نیستند.
5 . وراث متوفی ترکه را قبول کرده و آن را رد ننموده باشند.
صرف نظر از موضوع، میزان و نوع طلب بستانکار از متوفی، بستانکار برای شکایت از وراث متوفی به منظور مطالبه طلب خود موظف است مراحل زیر را به ترتیب زیر دنبال نماید:
ثبت نام در سامانه ثنا و تشکیل صفحه کاربری شخصی در این سامانه نخستین اقدامی است که هر شخص برای طرح یک دعوای حقوقی یا شکایت کیفری بایستی انجام دهد. هر شخص حقیقی با استفاده از کد ملی خود میتواند در این سامانه ثبت نام کرده و صفحه کاربری خود را در این سامانه تشکیل دهد.
خواهان برای اثبات مدیونیت متوفی موظف است ادله و مدارک لازم را جمعآوری کرده و به دادگاه ارائه نماید. مستند بودن خواسته خواهان به ادله و مدارک قوی موجب میشود تا ادعای وی در دادگاه راحتتر ثابت شده و بتواند حقوق خویش را احقاق نماید.
خواهان خواسته خود را بایستی در قالب یک دادخواست حقوقی تهیه کرده و به دادگاه تقدیم نماید. در فرایند تنظیم این دادخواست، با توجه به نوع و ماهیت دیون مورد نظر بایستی به مواد و مستندات قانونی مناسب استناد شود. علاوه بر این، ضروری است که این دادخواست به طرفیت تمامی وراث متوفی تنظیم شده و اسامی تمام وراث در بخش خواندگان دعوا قید شود.
پس از تنظیم دادخواست و جمعآوری ادله و مدارک موجود ضروری است که این موارد در سامانه ثنا به ثبت برسند تا فرایند رسیدگی به آنها در دادگاه انجام شود. برای انجام این مهم، خواهان میتواند به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضائی مراجعه کرده و از این طریق دادخواست خود را به ثبت برساند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، در فرایند تنظیم دادخواست به طرفیت وراث متوفی بهتر است تمامی وراث به عنوان خوانده دعوا قرار گیرند. اما در برخی موارد خواهان میتواند شکایت خود را تنها علیه یکی یا بعضی از ورثه طرح نماید. این موضوع را ضروری است تا در دو فرض جداگانه از یکدیگر تفکیک نماییم.
الف) موضوع دعوا غیرقابل تجزیه باشد: چنانچه موضوع دعوا عینی و غیرقابل تجزیه باشد، خواهان موظف است که دعوای خود را به طرفیت تمامی ورثه مطرح نماید. برای مثال، در فرایند طرح دعوای الزام به انتقال سند رسمی یک ملک مشخص بایستی تمامی ورثه در ردیف خواندگان دعوا قرار گیرند. چرا که ملک موضوع دعوا جزو ترکه متوفی محسوب شده و تمامی وراث نسبت به آن مالکیت اشتراکی دارند. طبیعی است که طرح دعوا علیه بعضی از وراث متوفی در چنین شرایطی ممکن است موجب رد دادخواست توسط دادگاه شود.
ب) موضوع دعوا قابل تجزیه باشد: در برخی موارد موضوع دعوا قابل تجزیه است و خواهان میتواند خواسته خود را از یکی یا بعضی از ورثه مطالبه نماید. برای مثال، اگر موضوع دعوا مطالبه وجه به میزانی کمتر از سهمالارث وراث باشد، خواهان میتواند دادخواست خود را به طرفیت یکی یا بعضی از ورثه تنظیم و تقدیم دادگاه نماید.

امروزه با توجه به ثبت دعاوی و شکایات در سامانه ثنا، هر دادخواست یا شکوائیه پس از ثبت به صورت خودکار به دادگاه صالح ارجاع شده و فرایند رسیدگی به آن آغاز میگردد. در خصوص شکایات مطروحه علیه وراث متوفی نیز دادگاه آخرین محل اقامت متوفی به عنوان دادگاه صالح شناخته میشود. برخلاف آن که در فرایند طرح این نوع دعاوی، وراث به عنوان خواندگان دعوا شناخته شده و ممکن است محل اقامت هر یک متفاوت از دیگری و حتی متفاوت از آخرین محل اقامت متوفی باشد، اما دادگاه آخرین محل اقامت متوفی به عنوان دادگاه صالح به رسمیت شناخته میشود.
برای شکایت از وراث متوفی به منظور مطالبه طلب، اثبات مدیونیت متوفی و وجود دین یکی از شرایط لازم و ضروری است. شخص بستانکاری که اقدام به طرح شکایت از وراث متوفی مینماید بایستی بتواند با ارائه دلایل و مدارک کافی مدیونیت متوفی و وجود دین را ثابت نماید. برای اثبات این ادعا بسته به نوع دین موضوع دعوا خواهان میتواند دلایل و مدارک مختلفی ارائه نماید. از جمله این دلایل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
طبق ماده 278 قانون آیین دادرسی مدنی در طرح شکایت از وراث متوفی یا به اصطلاح طرح دعوا علیه میت، خواهان موظف است علیرغم تمامی ادله و مدارکی که برای اثبات طلب خود به دادگاه تقدیم مینماید، یک سوگند تحت عنوان سوگند استظهاری را نیز به دادخواست خود ضمیمه نماید. اهمیت وجود سوگند استظهاری در چنین مواردی به میزانی است که امتناع از ادای سوگند توسط خواهان امکان طرح دعوا را از وی سلب مینماید؛ هر چند که ممکن است خواهان دلیل قوی و محکم دیگری برای اثبات ادعای خود داشته باشد.
البته قسمت انتهایی ماده 1333 قانون مدنی در این خصوص لزوم ادای سوگند استظهاری را در شرایطی که ادعای خواهان مستند به سند رسمی باشد منتفی دانسته است. وجود این حکم در قانون مدنی و عدم اشاره به آن در قانون آیین دادرسی مدنی موجب طرح این پرسش شده است که در صورت مستند بودن ادعای خواهان به سند رسمی آیا به استناد قانون مدنی لزوم ادای سوگند استظهاری منتفی است یا طبق قانون آیین دادرسی مدنی این موضوع الزامی است؟
حقوقدانان در پاسخ به این پرسش معتقدند که الزام یا عدم الزام به ادای سوگند استظهاری بستگی به قدرت اثباتی سند رسمی دارد. چنانچه سند رسمی موجب اثبات اصل حق و بقای آن شود، نیازی به ادای سوگند استظهاری نیست. اما اگر سند رسمی صرفاً اصل حق را را ثابت کرده و قادر به اثبات بقای آن نباشد، ادای سوگند استظهاری الزامی است. در مواردی که ادعای خواهان مستند به سند عادی باشد نیز، صرف نظر از قدرت اثباتی ادله، ادای سوگند استظهاری الزامی است.
به موجب ماده 108 قانون آیین دادرسی مدنی، خواهان هر دعوایی برای اطمینان از احقاق حق خود و وصول خواسته میتواند پس از سپردن تأمین مناسب از دادگاه رسیدگیکننده به دعوای اصلی تقاضای صدور تأمین خواسته را نماید. در موارد شکایت از وراث متوفی نیز خواهان میتواند از دادگاه تقاضای صدور تأمین خواسته نماید.
به این منظور، خواهان موظف است درخواست صدور تأمین خواسته را پیش از تقدیم دادخواست اصلی یا در ضمن آن به دادگاه رسیدگیکننده به دعوای اصلی تقدیم کرده و به همین منظور به دادگاه تأمین مناسب بسپارد. دادگاه در صورت قبول دادخواست تأمین خواسته اقدام به توقیف بخشی از ترکه متوفی به میزان خواسته مورد نظر مینماید.
چنانچه خواهان موفق به اثبات ادعای خود شود، خواسته خود را از محل ترکه توقیفشده دریافت نموده و تأمین سپرده به صندوق دادگستری نیز به او مسترد میگردد. اما اگر خواهان موفق به اثبات ادعای خود نشده و طرح دعوا منجر به ورود ضرر به خواندگان دعوا (ورثه متوفی) شود، خسارت وارده به آنها از محل تأمین دریافتی از خواهان جبران خواهد شد.
چنانچه دادگاه دادخواست تأمین خواسته خواهان را بپذیرد، واحد اجرای احکام اقدام به توقیف ترکه متوفی به میزان خواسته مورد نظر مینماید. توقیف ترکه آثار زیر را به همراه دارد:
مهر و موم ترکه از جمله تأسیسات حقوقی است که با هدف حمایت از حقوق برخی از اشخاص ذینفع در ترکه در قانون امور حسبی پیشبینی شده است. با مهر و موم ترکه اشخاص از تصرف در ترکه و استفاده از آنها تا زمان رفع مهر و موم و تعیین تکلیف در خصوص ترکه منع میشوند.
به موجب بند سوم ماده 167 قانون امور حسبی، بستانکار متوفی که طلب وی مستند به سند رسمی یا حکم قطعی باشد از جمله اشخاصی است که میتواند تقاضای مهر و موم ترکه را به میزان طلب خود نماید. طرح این درخواست از سوی بستانکار متوفی در عمل مانند طرح درخواست تأمین خواسته از سوی او بوده و در جهت حمایت از حقوق وی و تسهیل در مطالبه طلب خود از محل ترکه میباشد.

شباهت کارکرد درخواست تأمین خواسته و مهر و موم ترکه از سوی بستانکار متوفی موجب شده است تا برخی تصور کنند که این دو نهاد با یکدیگر تفاوتی ندارند. در حالی که تأمین خواسته و مهر و موم ترکه دو نهاد حقوقی متمایز از یکدیگر هستند. تفاوتهای این دو در فرایند طرح دعوا علیه وراث متوفی عبارت است از:
1 . تقاضای مهر و موم ترکه از سوی تمامی اشخاص مندرج در ماده 167 قانون امور حسبی قابل طرح است و بستانکار متوفی تنها یکی از این اشخاص میباشد. اما تقاضای تأمین خواسته صرفاً از سوی اشخاصی قابل طرح است که در مقام خواهان اقدام به شکایت از وراث متوفی به منظور مطالبه طلب خود مینمایند. اشخاصی چون ورثه، موصیله و غیره که میتوانند درخواست مهر و موم ترکه را نمایند، امکان طرح درخواست تأمین خواسته را ندارند.
2 . بستانکار متوفی تنها زمانی میتواند تقاضای مهر و موم ترکه را نماید که طلب او مستند به سند رسمی یا حکم قطعی باشد. اما برای طرح درخواست تأمین خواسته نیازی به وجود این شرایط نیست و تنها بایستی به دادگاه تأمین مناسب بسپارد. برای مثال، برای مطالبه وجه عادی از وراث متوفی شخص خواهان تنها میتواند تقاضای تأمین خواسته کرده و امکان طرح درخواست مهر و موم ترکه را ندارد.
ماده 226 قانون امور حسبی در خصوص پرداخت دیون متوفی از محل ترکه قائل به حق تقدم برخی از بستانکاران نسبت به سایرین شده و آنها را در پنج طبقه به ترتیب زیر اولویتبندی نموده است:
الف) حقوق خدمه خانه برای مدت سال آخر قبل از فوت.
ب) حقوق خدمتگذاران بنگاه متوفی برای مدت شش ماه قبل از فوت.
ج) دستمزد کارگرانی که روزانه یا هفتگی مزد می گیرند برای مدت سه ماه قبل از فوت.
طلب اشخاصی که مال آن ها به عنوان ولایت یا قیمومت تحت اداره متوفی بوده نسبت به میزانی که متوفی از جهت ولایت و یا قیمومت مدیون شده است.
این نوع طلب در صورتی دارای حق تقدم خواهد بود که موت در دوره قیمومت یا ولایت و یا در ظرف یک سال بعد از آن واقع شده باشد.
طلب پزشک و داروفروش و مطالباتی که به مصرف مداوای متوفی و خانوادهاش در ظرف سال قبل از فوت رسیده است.
الف) نفقه زن
ب) مهریه زن
سایر بستانکاران
مهریه از جمله دیون ممتازه است که پس از انعقاد عقد نکاح بر عهده زوج قرار گرفته و زوجه هر زمان که بخواهد میتواند آن را مطالبه نماید. در ماده 226 قانون امور حسبی نیز از حیث اولویت پرداخت، مهریه زوجه در طبقه چهارم دیون متوفی قرار گرفته است. در نتیجه زوجه متوفی پس از فوت همسرش نیز میتواند مهریه خود را مطالبه نماید. مطالبه مهریه پس از فوت شوهر، تأثیری در میزان سهمالارث زوجه ندارد. زوجه در هر صورت سهمالارث مشخص خود (یک هشتم یا یک چهارم از ترکه) را از ترکه شوهر متوفی دریافت مینماید. اما پیش از آن میتواند مهریه خود را نیز مطالبه نماید.
به این منظور، زوجه موظف است به همان ترتیبی که بیان شد اقدام به طرح شکایت از وراث متوفی نماید. هر چند که زوجه خود نیز در شمار ورثه متوفی به شمار میرود، اما دیگر وراث، از جمله فرزندان، والدین یا خواهران و براداران متوفی را بایستی به عنوان خواندگان دعوا معرفی کرده و مهریه خود را مطالبه نماید. مهریه مانند دیگر دیون از محل ترکه متوفی کسر شده و مابقی ترکه مطابق قانون ارث میان ورثه تقسیم میشود.
چک نوعی دین مدتدار محسوب میشود که صادرکننده به موجب آن متعهد میشود تا در زمان سررسید مبلغ مشخص را به دارنده چک پرداخت نماید. فوت صادرکننده پیش از وصول چک دارنده آن را با مشکلاتی در خصوص وصول آن روبهرو مینماید. البته این به معنای عدم امکان وصول چک نیست. دارنده در هر صورت میتواند مبلغ چک را وصول نماید. این مسئله را در دو فرض متفاوت به این شرح میتوان بررسی نمود:
مطابق ماده 231 قانون امور حسبی پس از فوت هر شخص کلیه دیون مؤجل (مدتدار) وی حال میشود. در نتیجه، اگر چکی صادر شده و هنوز موعد پرداخت آن نرسیده باشد، این دین حال شده و دارنده میتواند با مراجعه به بانک پیش از تاریخ سررسید آن را وصول نماید. بنابراین، مطابق این ماده در صورت تکافوی موجودی حساب بانک موظف به وصول مبلغ چک علیرغم نرسیدن تاریخ سررسید آن است.
برای مثال فرض کنید که شخص الف چکی در وجه شخص ب به تاریخ سررسید اول تیر 1404 صادر کرده است اما شخص ب این چک را در تاریخ مذکور وصول ننموده است. سپس در پنجم تیر 1404 شخص الف فوت نموده است. در چنین شرایطی تاریخ سررسید چک پیش از فوت صادرکننده بوده و این موضوع تحت شمول ماده 231 قانون امور حسبی قرار نمیگیرد.
اما طبیعی است که شخص ب بایستی بتواند مبلغ چک را از بانک وصول نماید، چرا که این دین پیش از فوت متوفی حال شده بوده است.
با توجه به توضیحات فوق، اصولاً دارنده چک بایستی بتواند پس از فوت صادرکننده مبلغ آن را وصول نماید، صرف نظر از اینکه صادرکننده پیش از تاریخ سررسید چک فوت نموده باشد یا پس از آن. اما در عمل، پس از فوت هر شخص حقیقی کلیه حسابهای بانکی وی مسدود شده و حتی در صورت تکافوی موجودی حساب نیز دارنده چک قادر به وصول مبلغ چک نخواهد بود.
برای حل این چالش و وصول مبلغ چک، ضروری است تا دارنده چک اقدام به طرح دعوای مطالبه وجه چک به طرفیت وراث متوفی نماید تا بتواند مبلغ چک را از محل ترکه متوفی وصول نماید. برای اطمینان از وصول چک، دارنده آن میتواند درخواست صدور قرار تامین خواسته جهت توقیف وجه چک در بانک را نیز بدهد.
شما میتوانید نمونه دادخواست مطالبه چک علیه وراث متوفی را نیز از اینجا مشاهده و دریافت نمایید.
همانطور که بیان شد، در صورت شکایت از وراث متوفی دیون و بدهیهای او از محل ترکه وی پرداخت میشود. در نتیجه، در صورتی که ترکه هنوز بین وراث تقسیم نشده باشد، فرایند مطالبه وجه و دریافت آن از محل ترکه با سرعت و سهولت بیشتری انجام خواهد شد.
اما تقسیم ترکه و تصرف سهمالارث مشخصشده توسط هر یک از وراث مانع شخص بستانکار از مطالبه طلب خود نیست. علیرغم تقسیم ترکه، شخص بستانکار همچنان میتواند مطابق مراحل پیشگفته با طرح شکایت از وراث متوفی طلب خود را از آنها مطالبه نماید. در چنین وضعیتی، هیچ یک از وراث در قبال پرداخت دیون متوفی بیش از سهمالارث دریافتی خود مسئولیتی ندارد.
مطالبه دین پس از تقسیم ترکه موجب تغییر در صلاحیت محلی دادگاه نیز میشود. چنانچه بستانکار تا پیش از تقسیم ترکه اقدام به شکایت از وراث متوفی نماید، دادگاه آخرین محل اقامت متوفی به عنوان دادگاه صالح شناخته میشود. اما اگر پس از تقسیم ترکه برای مطالبه طلب خود اقدام به شکایت از وراث متوفی نماید، به دادخواست وی در دادگاه محل اقامت وراث رسیدگی خواهد شد.
محکومله احکام مالی میتواند پس از صدور حکم قطعی تقاضای صدور اجرائیه را کرده و خواستار اجرای حکم شود. اما گاهی ممکن است پس از صدور حکم قطعی و پیش از اجرای آن، محکومعلیه فوت نماید. فوت محکومعلیه موجب توقف فرایند اجرای حکم میشود. اما این به معنای منتفی شدن امکان اجرای حکم نبوده و وراث متوفی به عنوان قائم مقام وی موظف به اجرای حکم مالی هستند.
در چنین شرایطی، واحد اجرای احکام دادگاه به محکومله اخطار میدهد تا وراث متوفی را به عنوان قائم مقام وی معرفی نماید. در نتیجه، فرایند اجرای حکم به طرفیت وراث متوفی پیش رفته و محکومله موظف به معرفی آنها به واحد اجرای احکام دادگاه است. علاوه بر این، محکومله میتواند برای اطمینان از اجرای حکم تقاضای توقیف اموال محکومعلیه متوفی به میزان محکومبه را نماید.

گاه ممکن است شخصی در فرایند دادرسی با طرح دادخواست و اثبات اعسار خود نزد دادگاه اقدام به دریافت حکم اعسار از پرداخت محکومبه یا هزینه دادرسی را نموده؛ اما پس از دریافت حکم اعسار فوت نماید. در اینجا این پرسش مطرح میشود که آیا وراث متوفی نیز میتوانند به استناد همان حکم اعسار از پرداخت محکومبه یا هزینه دادرسی معاف شوند یا خیر؟
برای پاسخ به این پرسش توجه به این نکته ضروری است که اعسار یک حکم شخصی است که سایرین حتی ورثه شخص معسر نیز نمیتوانند از آن استفاده نمایند. در نتیجه، با فوت شخص معسر حکم اعسار از بین میرود. چنانچه وراث نیز قادر به پرداخت دیون مورث خود نباشند، بایستی هر یک به صورت جداگانه اقدام به دریافت حکم اعسار نمایند.
برای مثال، اگر محکومعلیه به علت دریافت حکم اعسار محکوم به پرداخت مبلغ 100 میلیون تومان به صورت اقساط شده باشد و در میانه پرداخت اقساط فوت نماید، محکومله میتواند با طرح دعوا علیه وراث متوفی مابقی طلب خود را به صورت یکجا از محل ترکه متوفی مطالبه نماید. ورثه نمیتوانند به استناد همان حکم اعسار پیشین همچنان بدهی متوفی را به صورت اقساط پرداخت نمایند.
همانطور که بیان شد، دیون متوفی بایستی از محل ترکه او پرداخت شود و مسئولیت وراث نسبت به دیون متوفی محدود به میزان سهمالارث آنهاست و هیچ الزامی مبنی بر پرداخت دیون مازاد بر ترکه ندارند. البته، مسئولیت وراث نسبت به دیون متوفی در حدود سهمالارث خود نیز منوط به قبول ترکه از سوی ورثه است.
به موجب ماده 250 قانون امور حسبی هر یک از وراث میتواند ظرف یک ماه از تاریخ آگاهی از فوت مورث اقدام به رد ترکه نماید. رد ترکه بایستی به صورت کتبی یا شفاهی به اطلاع دادگاه برسد. رد ترکه موجب سلب مسئولیت از وارث نسبت به دیون متوفی میشود. بنابراین، اگر پس از رد ترکه توسط ورثه هر یک از بستانکاران برای وصول طلب خود اقدام به شکایت از وراث متوفی نماید، آنها میتوانند با اثبات رد ترکه در دادگاه این مسئولیت را از خود سلب نمایند.
در برخی موارد ممکن است شخص متوفی هیچ وارثی در هیچ یک از طبقات اول تا سوم وراث نداشته باشد. طبیعی است که در چنین شرایطی برای مطالبه طلب امکان شکایت از وراث وجود ندارد. برای اداره ترکه متوفی بلاوارث مدیر ترکه تعیین میشود. طبق ماده 238 قانون امور حسبی، طلبکاران برای مطالبه طلب از متوفی بدون وارث بایستی اقدام به شکایت از مدیر ترکه نمایند. در چنین شرایطی، مدیر ترکه جایگزین وراث شده و دیون متوفی را از محل ترکه وی به خواهان پرداخت مینماید.
همانطور که احتمال فوت شخص مدیون پیش از پرداخت بدهی خود وجود دارد، احتمال فوت شخص مجرم یا متهم نیز پیش از رسیدگی به جرم و صدور و اجرای حکم مجازات کیفری وجود دارد. ممکن است برخی اشخاص تصور کنند که همانطور که امکان شکایت از وراث متوفی برای مطالبه طلب خود از آنها برای بستانکاران وجود دارد، شاکی خصوصی یا قربانی یک جرم نیز پس از فوت متهم یا مجرم میتواند از وراث وی شکایت کرده و خواستار اجرای مجازات نسبت به آنها شود.
اما بایستی توجه داشت که مطابق اصل شخصی بودن مجازاتها به عنوان یکی از مبانی اصلی حقوق کیفری تنها مرتکب اصلی جرم را میتوان به علت ارتکاب جرم مجازات نمود و امکان مجازات هیچ شخصی به علت ارتکاب جرم توسط دیگری وجود ندارد. از این رو، امکان طرح شکایت کیفری علیه وراث متوفی وجود ندارد.
شایان ذکر است که به موجب ماده 13 قانون آیین دادرسی کیفری فوت متهم یا محکومعلیه از جمله موارد صدور قرار موقوفی تعقیب میباشد. صدور این قرار موجب میشود که فرایند تعقیب، رسیدگی، صدور و اجرای حکم کیفری به طور کلی منتفی شود. البته بزهدیده جرم میتواند دیه یا خسارت ناشی از جرم را از محل ترکه متوفی مطالبه کرده و به این منظور اقدام به شکایت از وراث منتفی نماید، اما نمیتواند خواستار اجرای حکم مجازات نسبت به وراث متوفی شود.
مشخصات خواهان: ……………….
مشخصات خواندگان (وراث متوفی): ………………….
اطلاعات وکیل [در صورت حضور]: ………………..
مشخصات متوفی: …………….
خواسته: مطالبه مهریه از ترکه متوفی علیه وراث
دلایل و منضمات:
شرح خواسته:
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی ناحیه …… شهرستان …………
با سلام و احترام
اینجانب ……………… فرزند ……… به موجب عقدنامه رسمی شماره ……… که ضمیمه دادخواست شده است در تاریخ ………. با مهریه ……….. به عقد ازدواج دائم مرحوم ……………. درآمدهام. با توجه به اینکه مرحوم …………… در تاریخ ………… بدرود حیات گفته و به موجب گواهی انحصار وراثت دریافتی که ضمیمه دادخواست شده است، تعداد و اسامی وراث و فهرست ترکه ایشان مشخص شده است، به استناد مواد 1082 و 868 قانون مدنی و ماده 9 قانون حمایت خانواده تقاضای رسیدگی و صدور حکم به وصول مهریه به میزان ……… از محل ترکه متوفی علیه وراث ایشان را دارم.
با تشکر و تجدید احترام
نام و امضای خواهان
تاریخ
چنانچه شخصی به شما بدهکار باشد اما پیش از پرداخت بدهی فوت نماید، شما برای وصول طلب خود با مشکل روبهرو میشوید. هر چند که شما میتوانید طلب خود را وصول نمایید، اما برای وصول آن بایستی اقدام به شکایت از وراث متوفی نمایید. برای طرح این دعوا ضروری است تا با توجه به نوع طلب، اسناد و مدارک لازم را برای اثبات مدیونیت متوفی جمعآوری کرده و با تقدیم دادخواست به دادگاه خواستار رسیدگی به این موضوع شوید.
از این رو، شکایت از وراث متوفی نیازمند آشنایی کافی با مراحل قانونی مربوط به طرح دعوا، داشتن تخصص کافی در تنظیم دادخواست، توانایی ارائه اسناد و مدارک لازم به دادگاه و آشنایی با دیگر مسائل مربوط به آن است. برای اطمینان از این موضوع، اشخاص میتوانند از خدمات و کمکهای یک وکیل متخصص بهرهمند شوند. حضور یک وکیل متخصص موجب میشود تا شخص خواهان بتواند تمامی مراحل مربوطه را به صورت اصولی و قانونی و در کمترین زمان ممکن طی کرده و طلب خود را وصول نماید.
علاوه بر این، خواندگان این دعوا یعنی ورثه متوفی نیز در صورت نیاز برای رد ادعای خواهان میتوانند از یک وکیل متخصص کمک گرفته و با استناد به قوانین و ارائه مدارک لازم ادعای خواهان و مدیونیت متوفی را رد نمایند.
برای آگاهی از رویه قضایی مربوط به شکایت از وراث برای مطالبه طلب میتوانید نمونه آرای مربوطه را از اینجا مطالعه نمایید.

بسیاری از اشخاص تصور میکنند که در صورت فوت شخص بدهکار یا مسئول جبران خسارت امکان احقاق حقوق شخص خواهان به طور کلی از بین میرود. این در حالی است که پس از فوت هر شخص وراث وی به عنوان قائم مقامان او به شمار رفته و خواهان میتواند با شکایت از وراث متوفی حقوق از دستهرفته خویش را از آنها مطالبه نماید. در صورت اثبات ادعای خواهان خواسته وی از محل ترکه متوفی پرداخت میشود و هیچ یک از وراث نیز بیش از میزان سهمالارث خود مسئولیتی در قبال پرداخت دیون متوفی نخواهد داشت.
در نتیجه، دعاوی حقوقی چون مطالبه وجه، الزام به انتقال سند رسمی، الزام به جبران خسارت و غیره علیه وراث متوفی قابل طرح میباشند. به این منظور، خواهان بایستی دادخواستی به طرفیت ورثه تنظیم کرده و در سامانه ثنا به ثبت برساند. این دادخواست در دادگاه آخرین محل اقامت متوفی مورد رسیدگی قرار گرفته و در صورتی که خواهان موفق به اثبات مدیونیت متوفی شود، خواسته وی از محل ترکه پیش از تقسیم ترکه و تصرف آن توسط وراث پرداخت میگردد. چنانچه میزان خواسته نیز بیش از ترکه باشد، خواهان تنها امکان دریافت خواسته تا سقف ترکه را داشته و نمیتواند مازاد آن را از وراث مطالبه نماید.
دیگر مسائل مربوط به شکایت از وراث متوفی و شرایط و مراحل آن به تفصیل در این مقاله توضیح داده شده است.
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
فوت شخص مدیون موجب زایل شدن حق شخص داین مبنی بر مطالبه و دریافت دیون خود نمیشود. شخص داین میتواند پس از فوت مدیون با طرح شکایت از وراث او طلب خود را مطالبه نماید. این طلب از محل ترکه متوفی پرداخت میشود.
دیون شخص متوفی صرفاً بایستی از محل ترکه او پرداخت شود. در نتیجه وراث تنها در حدود سهمالارث خود مسئول پرداخت دیون متوفی بوده و الزامی به پرداخت دیون متوفی از محل اموال خود ندارند.
برای طرح شکایت از وراث متوفی وجود شرایط زیر الزامی است: • فوت مدیون • وجود رابطه وراثت بین خواندگان دعوی و شخص متوفی • اثبات مدیونیت متوفی • قبول ترکه توسط وراث • قائم به شخص نبودن موضوع دعوا
یکی از شرایط لازم برای طرح شکایت از وراث متوفی قبول ترکه توسط ورثه است. چنانچه وراث در مهلت مقرر ترکه را رد نموده باشند، امکان طرح دعوای حقوقی علیه آنها به طور کلی منتفی خواهد شد.
خیر. حکم اعسار یک حکم شخصی است و با فوت شخص معسر باطل شده و نسبت به وراث وی قابل استناد نیست. چنانچه متوفی ترکهای نداشته و وراث نیز قادر به پرداخت دیون وی نباشند، بایستی به صورت جداگانه اقدام به دریافت حکم اعسار برای خود نمایند.
خیر. طرح دعوا علیه وراث متوفی اختصاص به دعاوی حقوقی و مواردی چون مطالبه دیه دارد که قابل وصول از محل ترکه هستند. مجازاتهای کیفری مقولهای شخصی است که امکان اجرای آنها نسبت به وراث متهم یا محکومعلیه وجود ندارد.
نظرات کاربران