هرچند آرای صادره از دادگاهها پس از قطعیت، قابلیت اجرا پیدا میکنند، اما امکان بروز خطا یا اشتباه در فرایند رسیدگی و صدور رأی همواره وجود دارد. به همین دلیل، قانونگذار در قانون آیین دادرسی مدنی «فرجامخواهی» را به عنوان یکی از طرق فوقالعاده اعتراض به آرای قطعی دادگاهها پیشبینی کرده است.
فرجامخواهی به اشخاص این امکان را میدهد که در صورت وجود ایراد در مبانی قانونی یا شکلی رأی، از دیوان عالی کشور درخواست بررسی مجدد نمایند. این شیوه اعتراض، هم در دعاوی حقوقی و هم در برخی دعاوی کیفری قابل اعمال است.
اگر در دادگاه بدوی یا تجدیدنظر، حکمی قطعی به زیان شما صادر شده و به دنبال راهی برای اعتراض هستید، با ما همراه باشید تا به طور جامع با شرایط، آثار و مقررات مربوط به فرجامخواهی حقوقی آشنا شوید.
در قوانین و مقررات مربوط به آیین دادرسی روشهای اعتراض به آرای دادگاهها به انواع و اقسام گوناگونی تقسیم شده است. فرجامخواهی حقوقی از جمله این روشهاست که اشخاص به موجب آن میتوانند نسبت به رأی قطعی صادره در دادگاه بدوی یا تجدیدنظر اعتراض نمایند.
به موجب ماده 366 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی فرجامی منحصر است به تشخیص انطباق یا عدم انطباق رأی صادره با موازین شرعی و مقررات قانونی. بنابراین، اگر اشخاص تصور کنند که رأی صادره مغایر با قوانین موجود یا موازین شرعی بوده است میتوانند به موجب فرجامخواهی حقوقی نسبت به رأی مذکور اعتراض نمایند. البته طرح اعتراض در قالب فرجامخواهی نیازمند وجود شرایط و جهات خاصی است که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
در نظام قضایی کشور ما، دیوان عالی کشور به عنوان مرجع صالح رسیدگی به دادخواستهای فرجامی شناخته میشود. صرف نظر از اینکه رأی مورد اعتراض از دادگاه بدوی صادر شده باشد یا دادگاه تجدیدنظر، در صورت وجود شرایط و جهات فرجامخواهی اشخاص میتوانند نسبت به رأی مذکور درخواست فرجامخواهی نمایند تا در یکی از شعب دیوان عالی کشور از حیث انطباق یا عدم انطباق با قوانین موجود یا احکام شرعی مورد رسیدگی قرار گیرد.
هر یک از طرفین دعوا، قائم مقام، نماینده یا وکیل ایشان در صورت وجود شرایط لازم میتواند اقدام به تقدیم دادخواست فرجامخواهی نسبت به رأی صادره در دادگاه بدوی یا تجدیدنظر را نماید. این موضوع برخلاف برخی از روشهای اعتراض به آرای دادگاه مانند واخواهی است که تنها یکی از طرفین دعوا حق طرح اعتراض در آن قالب را دارد.
با توجه به اینکه رسیدگی دیوان عالی کشور به دادخواست فرجامخواهی صرفاً از حیث شکلی است و رسیدگی ماهوی انجام نمیشود، امکان جلب ثالث یا ورود ثالث در این مرحله وجود ندارد.

با توجه به عدم امکان جلب یا ورود ثالث در مرحله فرجامخواهب، اصحاب دعوای فرجامخواهی حقوقی در واقع همان اصحاب دعوای اصلی هستند که نسبت به رأی صادره در دیوان عالی کشور اعتراض مینمایند. با این حال، در اصطلاح حقوقی، اصحاب این دعوا به این نحو خوانده میشوند:
فرجامخواهی حقوقی نیز مانند دیگر روشهای اعتراض به آرای دادگاهها بایستی در مهلت زمانی مشخصی انجام شود. هر یک از طرفین دعوای اصلی یا وکلای آنها در صورت اقامت در ایران بیست روز و در صورت اقامت در تاریخ دو ماه برای تقدیم دادخواست فرجامخواهی فرصت دارد. با توجه به تعیین مهلت زمانی مشخصی برای تقدیم دادخواست فرجامخواهی این پرسش مطرح میشود که مبدأ محاسبه این مهلت چه زمانی است؟
ماده 398 قانون آیین دادرسی مدنی مبدأ محاسبه مهلت فرجامخواهی را بر مبنای صدور رأی مورد اعتراض از دادگاه بدوی یا تجدیدنظر به ترتیب زیر مشخص نموده است:
الف) آرای صادره از دادگاه بدوی: آرای قابل تجدیدنظر صادره از دادگاه بدوی که نسبت به آنها تجدیدنظرخواهی انجام نشود، از تاریخ انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی ظرف بیست روز (برای اشخاص مقیم ایران) و ظرف دو ماه (برای اشخاص مقیم خارج از ایران) قابل فرجامخواهی حقوقی هستند.
ب) آرای صادره از دادگاه تجدیدنظر: چنانچه رأی قابل فرجامی از دادگاه تجدیدنظر صادر شود، ظرف بیست روز (برای اشخاص مقیم ایران) و ظرف دو ماه (برای اشخاص مقیم خارج از ایران) قابل فرجامخواهی حقوقی میباشد.
با وجود اینکه قانونگذار مهلت مشخصی برای تقدیم دادخواست فرجامخواهی و مبدأ محاسبه این مهلت تعیین نموده است، اما چند سه فرض استثنایی مبدأ محاسبه مهلت فرجامخواهی به شکل دیگری محاسبه میشود. این فروض استثنایی عبارتند از:
1 . چنانچه یکی از اشخاصی که حق فرجامخواهی دارد پیش از انقضای مهلت فرجامخواهی ورشکسته شده، محجور شود یا فوت نماید، مبدأ زمانی محاسبه مهلت فرجامخواهی از تاریخ ابلاغ رأی به مدیر تصفیه (در موارد ورشکستگی)، قیم (در موارد حجر) و ورثه یا نمایندگان ایشان (در موارد فوت) محاسبه میشود.
2 . اگر یکی از اشخاصی که حق فرجامخواهی حقوقی دارد در مقام ولایت، قیمومت یا وصایت در دعوا دخالت داشته و پیش از انقضای مهلت فرجامخواهی سمت وی زایل شود، مبدأ زمانی محاسبه فرجامخواهی از تاریخ ابلاغ رأی به شخص ذیسمت جدید محاسبه میشود.
3 . چنانچه فرجامخواه به علت وجود عذر موجه (موارد مندرج در ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی) امکان تقدیم دادخواست فرجامخواهی را در مهلت مقرر نداشته باشد، میتواند پس از رفع عذر علیرغم انقضای مهلت فرجامخواهی اقدام به تقدیم دادخواست فرجامی نماید. عذرهای موجه عبارتند از:
قانون آیین دادرسی مدنی آرای قابل فرجامخواهی حقوقی صادره از سوی دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر را به تفکیک به شرح زیر احصاء نموده است.
طبق ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی آرای قابل فرجامخواهی صادره در دادگاه بدوی عبارتند از:
الف) احکام:
1 . احکامی که خواسته آن بیش از 20 میلیون ریال (2 میلیون تومان) باشد.
2 . احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت.
ب) قرارهای زیر مشروط به اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد:
1 . قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد.
2 . قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.
آرای قابل فرجامخواهی صادره در دادگاه تجدیدنظر به موجب ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی عبارتند از:
الف) احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف.
ب) قرارهای زیر مشروط به اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد:
1 . قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد.
2 . قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.
علیرغم آن که آرای قابل فرجامخواهی در مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی به تفصیل احصاء شدهاند؛ اما ماده 369 این قانون برخی از احکام را صرف نظر از صدور در دادگاه بدوی یا تجدیدنظر و علیرغم آن که ممکن است از مصادیق احکام قابل فرجامخواهی به شمار روند، به صورت مطلق غیرقابل فرجامخواهی محسوب نموده است. این احکام عبارتند از:
1 . احکام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه.
2 . احکام مستند به نظریه یک یا چند کارشناس که طرفین به طور کتبی رأی آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند.
3 . احکام مستند به سوگند که قاطع دعوا باشد.
4 . احکامی که طرفین حق فرجامخواهی خود را نسبت به آن ساقط کرده باشند.
5 . احکامی که ضمن یا بعد از رسیدگی به دعاوی اصلی راجع به متفرعات آن صادر میشود، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل رسیدگی فرجامی نباشد.
6 . احکامی که به موجب قوانین خاص غیرقابل فرجامخواهی است.
اصحاب دعوا یا وکلای ایشان تنها زمانی میتوانند درخواست فرجامخواهی نسبت به یک رأی را مطرح نمایند که شرایط زیر موجود باشد:

فرجامخواهی حقوقی به دو شکل قابل طرح است که عبارتند از:
هرگاه رأی قابل فرجامی از دادگاه صادر شده و یکی از اصحاب دعوا این رأی را خلاف قوانین حقوقی و موازین شرعی و به ضرر خود تشخیص دهد میتواند در مهلت مقرر اقدام به تهیه و ثبت دادخواست فرجامخواهی نسبت به رأی مذکور نماید. با ثبت این دادخواست، رسیدگی به آن در دیوان عالی کشور آغاز میشود. این شکل از فرجامخواهی فرجام اصلی نامیده میشود.
فرجام تبعی حقی است که به فرجامخوانده تعلق دارد. چنانچه یکی از اصحاب دعوا اقدام به فرجامخواهی از رأی دادگاه نماید، فرجامخوانده میتواند ظرف مدت بیست روز ضمن پاسخ به دادخواست فرجامی به جهت دیگری که رأی را به ضرر خود دانسته تبعاً درخواست رسیدگی فرجامی نماید.
فرجام تبعی تنها پس از طرح فرجام اصلی امکانپذیر بوده و بقای آن نیز وابسته به بقای فرجام اصلی است. چرا که دادخواست فرجام اصلی مسترد شده یا رد شود، امکان فرجام تبعی نیز از بین رفته و دادخواست فرجام تبعی بلااثر میشود.
فرجامخواه برای ثبت دادخواست فرجامخواهی بایستی به ترتیب زیر اقدام نماید:
در حال حاضر، اشخاص حقیقی میتوانند با استفاده از کد ملی خود در سامانه ثنا ثبت نام کرده و از طریق صفحه کاربری اختصاصی خود در این سامانه کلیه اعمال و اقدامات قضایی از قبیل ثبت دادخواست، دریافت ابلاغیه و غیره را انجام دهند. برای ثبت دادخواست فرجامخواهی نیز ضروری است تا فرجامخواه پیشتر در سامانه ثنا ثبت نام نموده باشد.
فرجامخواه ضمن درخواست فرجامخواهی بایستی بتواند دلایل و مدارک کافی دال بر عدم انطباق رأی صادره با قوانین موجود یا احکام شرعی را نیز به دیوان عالی کشور ارائه نماید. به همین خاطر، ضروری است تا هر سند یا مدرکی را که به اثبات این ادعا کمک میکند از قبل جمعآوری نماید.
درخواست فرجامخواهی بایستی به موجب یک دادخواست به دیوان عالی کشور تقدیم شود. تنظیم دادخواست فرجامخواهی امری تخصصی و نیازمند آشنایی با اصول تنظیم دادخواست و قوانین و مقررات مربوطه است. به همین خاطر، توصیه میشود که تهیه دادخواست فرجامخواهی با مشورت و راهنمایی یک وکیل متخصص انجام شود.
آغاز رسیدگی فرجامی در دیوان عالی کشور نیازمند ثبت دادخواست فرجامخواهی در سامانه ثناست. فرجامخواه موظف است پس از تهیه و تنظیم دادخواست فرجامخواهی، این دادخواست را به انضمام اسناد و مدارک جمعآوری شده با مراجعه به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در سامانه ثنا به ثبت برساند.
فرجامخواه موظف است که ضمن ثبت دادخواست فرجامخواهی در سامانه ثنا هزینه دادرسی مربوط به آن را نیز پرداخت نماید. چرا که رسیدگی قضایی در دیوان عالی کشور نیز مانند هر مرجع قضایی دیگری نیازمند پرداخت هزینه است.
در حال حاضر، هزینه دادرسی فرجامخواهی در دیوان عالی کشور معادل 5/5 درصد ارزش خواسته است.
پس از ثبت دادخواست فرجامخواهی در سامانه ثنا، این دادخواست به یکی از شعبه دیوان عالی کشور ارجاع شده و این شعبه رأی مورد اعتراض را از حیث انطباق یا عدم انطباق با قوانین موجود یا احکام شرعی مورد بررسی و رسیدگی مجدد قرار میدهد. دیوان عالی کشور در جریان رسیدگی فرجامی با توجه به مدارک و شواهد موجود ممکن است به یکی از دو شکل زیر تصمیمگیری نماید:
چنانچه دیوان عالی کشور رأی مورد اعتراض را منطبق با قوانین موجود و احکام شرعی تشخیص داده و هیچ یک از جهات نقض رأی موجود نباشد، رأی مورد نظر را تأیید یا ابرام مینماید. با تأیید یا ابرام رأی توسط دیوان عالی کشور، فرایند اعتراض به رأی به طور کلی خاتمه مییابد.
گاه ممکن است دیوان عالی کشور در فرایند رسیدگی به دادخواست فرجامخواهی، رأی مورد اعتراض را مغایر با قوانین موجود یا احکام شرعی تشخیص دهد. در چنین شرایطی، دیوان عالی کشور رأی مورد اعتراض را نقض میکند اما چون صلاحیت رسیدگی ماهوی و صدور رأی مجدد را ندارد، پرونده را به دادگاه صالح ارجاع میدهد تا این دادگاه اقدام به صدور رأی مجدد نماید.
طبق ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، دیوان پس از نقض رأی با توجه به نوع رأی و علت نقض آن پرونده را به ترتیب زیر به دادگاه صالح ارجاع میدهد:
1 . اگر رأی منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است، رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع میشود.
2 . اگر رأی به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد، به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع میگردد.
3 . در سایر موارد نقض، پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رأی منقوض را صادر نموده ارجاع میشود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه داشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع میشود.

همانطور که بیان شد، دیوان عالی کشور در برخی موارد ممکن است رأی مورد اعتراض را نقض کرده و برای رسیدگی مجدد به دادگاه صالح ارجاع دهد. قانونگذار در مواد 371 الی 377 قانون آیین دادرسی مدنی جهات نقض رأی در مرحله فرجامخواهی را به تفصیل برشمرده است. این جهات عبارتند از:
1 . دادگاه صادرکننده رأی فاقد صلاحیت ذاتی برای رسیدگی بوده یا اینکه صلاحیت محلی لازم را نداشته و علیرغم ایراد نسبت به آن اقدام به رسیدگی و صدور رأی نموده باشد.
2 . دیوان عالی کشور رأی مورد فرجامخواهی را خلاف موازین شرعی یا مقررات قانونی تشخیص دهد.
3 . در جریان صدور رأی، اصول دادرسی، قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا به میزانی نادیده گرفته شده باشد که رأی صادره را از اعتبار ساقط نماید.
4 . بدون سبب قانونی در خصوص یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا آرای مغایر با یکدیگر صادر شده باشد.
5 . رأی مورد اعتراض در نتیجه تحقیقات ناقص و عدم توجه به دلایل و مدافعات طرفین صادر شده باشد.
6 . شرایطی که رأی با استناد به یکی از مواد قانونی صادر شده اما اسباب توجیهی آن با مادهای که دارای معنای دیگری است تطبیق داده شده باشد.
7 . در خصوص دعاوی مربوط به قراردادها زمانی که دادگاه در فرایند صدور رأی به مفاد قرارداد یا آیین نامه و سند آن توجه نداشته یا اینکه دادگاه معنا و استنباطی متفاوت از آنها داشته است.
8 . مواردی که دادگاه با استناد به دلایل و مدارک غیرمعتبر رأی صادر کرده و عدم اعتبار این مدارک نیز ثابت شده باشد.
شروع رسیدگی فرجامی در شعب دیوان عالی کشور آثار زیر را در خصوص رأی مورد اعتراض و اصحاب دعوا به دنبال دارد:
1 . تأیید یا نقض رأی: دیوان عالی کشور در فرایند رسیدگی به دادخواست فرجامخواهی با توجه به شواهد موجود ممکن است رأی مورد اعتراض را تأیید کرده یا نقض نماید.
2 . ارجاع پرونده به دادگاه پایینتر در صورت نقض رأی: چنانچه دیوان عالی کشور در فرایند رسیدگی فرجامی رأی مورد اعتراض را نقض نماید، اقدام به اصلاح رأی و صدور رأی مجدد نمینماید؛ بلکه پرونده را به دادگاه پایینتر (دادگاه صادرکننده رأی یا دادگاه همعرض آن با توجه به شرایط موجود) ارجاع میدهد تا این مرجع اقدام به رسیدگی و صدور رأی مجدد نماید.
یکی از مهمترین سوالاتی که در خصوص فرجامخواهی حقوقی مطرح میشود این است که آیا پس از تقدیم دادخواست فرجامخواهی اجرای حکم متوقف میشود یا خیر؟
به تصریح ماده 386 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی فرجامی مانع اجرای حکم دادگاه نخواهد شد، مگر اینکه حکم دادگاه توسط دیوان عالی کشور نقض شود. با این حال، با توجه به احتمال نقض حکم توسط دیوان علیرغم اجرای حکم به ترتیب زیر عمل میشود:
فرجامخواهی حقوقی حقی است که به اصحاب دعوا تعلق داشته و در صورت صدور رأی قابل فرجامخواهی در دادگاه میتوانند در مهلت زمانی مقرر از این حق استفاده نمایند. علیرغم به رسمیت شناخته شدن این حق برای اصحاب دعوا، آنها میتوانند با توافق یکدیگر و به موجب یک لایحه کتبی از حق خود صرف نظر کرده و حق فرجامخواهی را ساقط نمایند.
اسقاط حق فرجامخواهی به معنای از بین رفتن امکان اعتراض به رأی در دیوان عالی کشور است. این موضوع هر چند که روند اجرای حکم را تسریع میکند، اما در برخی موارد ممکن است موجب تضییع حقوق یکی از طرفین بشود.
شما میتوانید نمونه لایحه اسقاط حق فرجامخواهی حقوقی را از اینجا مشاهده و دریافت نمایید.

قانون آیین دادرسی مدنی روشهای مختلفی را برای اعتراض به رأی پیشبینی نموده است که واخواهی نیز یکی از این روشهاست. واخواهی و فرجامخواهی دو روش کاملاً متمایز از یکدیگر بوده و به جهات زیر با یکدیگر تفاوت دارند:
1 . واخواهی اختصاص به احکام غیابی داشته و تنها محکومعلیه حکم غیابی حق واخواهی دارد. اما هر یک از اصحاب دعوا در صورت قابل فرجام بودن رأی (اعم از حکم یا قرار) میتواند نسبت به آن فرجامخواهی نماید.
2 . رسیدگی به دادخواست واخواهی در همان دادگاه صادرکننده حکم و رسیدگی به دادخواست فرجامخواهی در یکی از شعب دیوان عالی کشور انجام میشود.
3 . دادخواست واخواهی از حیث ماهوی مورد رسیدگی قرار میگیرد. اما دیوان عالی کشور رأی مورد فرجامخواهی را تنها از حیث شکلی (انطباق با قوانین و موازین شرعی) مورد بررسی قرار میدهد.
با وجود اینکه فرجامخواهی و تجدیدنظرخواهی حقوقی هردو از جمله روشهای اعتراض به رأی هستند، اما از جهات مختلفی متفاوت از یکدیگر هستند. موارد تفاوت فرجامخواهی و تجدیدنظرخواهی حقوقی عبارت است از:
1 . مرجع رسیدگی: رسیدگی به دادخواست تجدیدنظرخواهی حقوقی در دادگاه تجدیدنظر استان و رسیدگی به دادخواست فرجامخواهی در دیوان عالی کشور انجام میشود.
2 . آرای قابل اعتراض: آرای قابل تجدیدنظرخواهی و آرای قابل فرجامخواهی متمایز از یکدیگر بوده و هر یک به صورت جداگانه در قانون آیین دادرسی مدنی احصاء شده است. آرای قابل تجدیدنظرخواهی صرفاً از دادگاه بدوی صادر میشوند؛ اما آرای قابل فرجامخواهی هم از دادگاه بدوی و هم از دادگاه تجدیدنظر صادر میشوند.
3 . ترتیب رسیدگی: رسیدگی به دادخواست فرجامخواهی در دیوان عالی کشور صرفاً یک رسیدگی شکلی در جهت تأیید یا نقض رأی مورد اعتراض است. اما دادگاه تجدیدنظر علاوه بر رسیدگی شکلی، به صورت ماهوی نیز به دادخواست رسیدگی کرده و رأی جدید صادر مینماید.
فرجامخواهی و اعاده دادرسی هردو از روشهای استثنایی اعتراض به رأی هستند که به موجب آنها میتوان نسبت به آرای قطعی اعتراض نمود. اما این دو روش کاملاً متمایز و متفاوت از یکدیگر هستند. موارد تفاوت فرجامخواهی و اعاده دادرسی عبارت است از:
1 . اعاده دادرسی تنها نسبت به احکام قطعی دادگاهها پذیرفته میشود. اما تقدیم دادخواست فرجامخواهی هم نسبت به احکام و هم نسبت به قرارهای صادر در دادگاه امکانپذیر است.
2 . رسیدگی به پرونده در اعاده دادرسی در همان دادگاه صادرکننده رأی یا دادگاه مستقل دیگری انجام میشود. اما انجام رسیدگی فرجامی در صلاحیت انحصاری دیوان عالی کشور قرار دارد.
3 . اعاده دادرسی یک رسیدگی ماهوی است و مقام قضایی حکم مورد اعتراض را از حیث ماهوی مورد رسیدگی قرار میدهد. در حالی که فرجامخواهی صرفاً یک رسیدگی شکلی از حیث بررسی انطباق یا عدم انطباق رأی با قوانین و موازین شرعی است.
فرجامخواهی به معنای بررسی شکلی یک رأی از حیث انطباق با قوانین و موازین شرعی در دیوان عالی کشور از جمله حقوق دادرسی است که اشخاص هم در دعاوی حقوقی و هم در شکایات کیفری آن را دارا هستند. احکام و مقررات مربوط به فرجامخواهی حقوقی در قانون آیین دادرسی مدنی و احکام و مقررات مربوط به فرجامخواهی کیفری در قانون آیین دادرسی کیفری بیان شده و از جهات زیر متفاوت از یکدیگر هستند:
1 . در دعاوی حقوقی هر یک از اصحاب دعوا و وکلای ایشان حق فرجامخواهی نسبت به رأی را دارند. اما در شکایات کیفری علاوه بر این افراد، دادستان نیز حق فرجامخواهی نسبت به رأی را دارد.
2 . آرای قابل فرجامخواهی حقوقی منحصر به موارد مندرج در مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی و آرای قابل فرجامخواهی کیفری منحصر به موارد مندرج در ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفری میباشد.
3 . در دعاوی حقوقی تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی در راستای یکدیگر قرار داشته و برخی آراء پس از تجدیدنظرخواهی قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور هستند. اما در شکایات کیفری تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی در عرض یکدیگر قرار دارند. به این معنا که برخی آراء تنها قابل تجدیدنظرخواهی و برخی دیگر تنها قابل فرجامخواهی هستند.
فرجامخواهی در دعاوی حقوقی آخرین مرحله اعتراض به رأی به شمار میرود. به همین خاطر، تقدیم دادخواست فرجامخواهی و پیگیری پرونده در دیوان عالی کشور اهمیت قابل توجهی داشته و بایستی با دقت و تسلط بر مقررات مربوط به آیین دادرسی انجام شود. طبیعی است که تمام افراد جامعه آشنایی کافی با مقررات و چگونگی فرجامخواهی ندارند. همین مسئله در برخی موارد موجب میشود که افراد از حق خود مبنی بر اعتراض در دیوان عالی کشور صرف نظر کرده و آن را نادیده بگیرند. این در حالی است که اشخاص با کمک یک وکیل متخصص میتوانند از حقوق خود در مرحله فرجامخواهی به بهترین نحو دفاع نمایند.
یک وکیل متخصص در مرحله فرجامخواهی در زمینههای زیر به شما کمک خواهد نمود:
1 . ارائه مشاوره حقوقی در خصوص امکان فرجامخواهی و چگونگی استیفای این حق
2 . تنظیم دادخواست فرجامخواهی به صورت اصولی و منطبق با قوانین و مقررات مربوطه
3 . کمک به جمعآوری دلایل کافی برای اثبات دادخواست فرجامخواهی
4 . پیگیری پرونده در دیوان عالی کشور
برای آشنایی با رویه قضایی مربوط به چگونگی فرجامخواهی حقوقی میتوانید نمونه آرای مربوطه را از اینجا مشاهده نمایید.

پیشگیری از بیعدالتی و تضییع حقوق افراد در جریان دادرسی اقتضاء میکند که قانونگذار روشهای گوناگونی را به منظور اعتراض به آرای دادگاهها پیشبینی نماید. فرجامخواهی حقوقی از جمله این روشهاست. هر یک از اصحاب دعوا در صورت صدور رأی قابل فرجام از دادگاه بدوی یا تجدیدنظر (موارد مندرج در مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی) میتواند نسبت به رأی صادره در دیوان عالی کشور فرجامخواهی نماید. دیوان عالی کشور در جریان رسیدگی فرجامی رأی مورد اعتراض را از حیث انطباق یا عدم انطباق با قوانین و موازین شرعی مورد رسیدگی قرار میدهد.
چنانچه دیوان رأی مورد اعتراض را صحیح تشخیص دهد اقدام به تأیید یا ابرام آن مینماید. اما در صورت عدم انطباق رأی با قوانین و موازین شرعی آن را نقض کرده و برای بررسی ماهوی و صدور رأی مجدد به دادگاه صالح (مرجع پایینتر) ارجاع میدهد. بنابراین، رسیدگی در مرحله فرجامخواهی صرفاً به صورت شکلی انجام میشود و امکان طرح ادعای جدید یا ورود و جلب ثالث در این مرحله وجود ندارد.
در هر مرحله از فرآیندهای حقوقی و قضایی، چه در زمینه دعاوی ملکی، خانوادگی، کیفری، قراردادها، امور مالی، سایبری یا سایر موضوعات حقوقی، «وکیل سوال» با مدیریت مستقیم وکیل امالبنین تنکابنی رضایی و بهرهمندی از تیمی متشکل از وکلای مجرب و متخصص، آماده ارائه مشاورههای دقیق، تحلیلهای تخصصی و خدمات جامع حقوقی به شما میباشد. هدف ما فراهم آوردن بهترین راهکارهای قانونی متناسب با شرایط شما و حمایت همهجانبه از حقوق و منافع شما در تمامی مراحل پرونده است. با انتخاب «وکیل سوال» میتوانید اطمینان داشته باشید که پروندهتان با تعهد، دانش بهروز و تجربه عملی بالا پیگیری خواهد شد تا بهترین نتیجه ممکن حاصل گردد. جهت دریافت مشاوره تخصصی، تحلیل پرونده و آغاز فرایند حقوقی خود، همین حالا از طریق صفحه تماس با ما اقدام نمایید. تیم «وکیل سوال» همراه و پشتیبان شما در مسیر احقاق حق خواهد بود.
فرجامخواهی حقوقی از جمله روشهای اعتراض به رأی است که به موجب آن آرای قطعی صادره از دادگاههای بدوی یا تجدیدنظر از حیث انطباق یا عدم انطباق با قوانین و موازین شرعی در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار میگیرند.
هر یک از اصحاب دعوا، اعم از خواهان یا خوانده و وکلا یا نمایندگان ایشان حق فرجامخواهی نسبت به آرای قابل فرجام را دارند. اما امکان ورود یا جلب اشخاص ثالث در این مرحله وجود ندارد.
بله. در دعاوی حقوقی فرجامخواهی و تجدیدنظرخواهی در راستای یکدیگر قرار دارند. چنانچه رأی قابل فرجامی از دادگاه تجدیدنظر صادر شود، اصحاب دعوا میتوانند ظرف مهلت مقرر تقاضای فرجامخواهی نسبت به رأی صادره از دادگاه تجدیدنظر را نمایند.
در صورتی که دیوان عالی کشور با بررسیهای لازم رأی مورد اعتراض را خلاف قوانین و موازین شرعی تشخیص دهد، آن را نقض کرده و پرونده را برای رسیدگی مجدد و صدور رأی به دادگاه صالح ارجاع میدهد.
خیر. فرجام تبعی حقی است که به فرجامخوانده تعلق داشته و صرفاً در صورت پذیرش دادخواست فرجام اصلی امکانپذیر است. در صورت استرداد یا رد دادخواست فرجام اصلی، فرجام تبعی نیز غیرممکن خواهد شد.
خیر. احکام قطعی دادگاهها علیرغم تقدیم دادخواست فرجامخواهی به اجرا درمیآیند و تنها در صورت نقض رأی در دیوان فرایند اجرای آنها متوقف میشود. البته، طبق ماده 386 قانون آیین دادرسی مدنی در صورت دریافت تأمین مناسب میتوان اجرای حکم را در مرحله فرجامخواهی به حالت تعلیق درآورد.
نظرات کاربران